تبليغاتX
Shadow Of Paradise
روزگار سختی است ...........!

آدمها خشكند ... حقایق تلخند ..... رویاها شوكران
!

جوی های روان تنگ اند و درختان قطور ضعیف
!

خورشید گرم است و سوزان .. ماه بی خیال و فروزان
!

می دانم . من می دانم . تو هم می دانی ... همه می دانند ...

روزگار عجیبی است !

انسانها در میان خرابه هایی که زیبایشان می نامند می زیند

و به آن عشق می ورزند .

و اینچنین بر حقارت خود دامن می زنند
...

و من به دور از هیاهوی آدمک های دل خوش ... همچنان در خود فرو می روم
.

هر چه بیشتر در میانشان می زیم دورتر می شوم و غربیه تر
!

آری ... معصومیت كودكیهایم گم شده است ...


اما من هنوز هم همان كودك عاشقم و ساده دل !

و همچنان در انتظار ،


در انتظار ظهور باغی از جنس اقاقی ،

كه مرا از خود و خویشتن ها برهاند و به سر منشا خود بازگرداند .

و رسیدن به خدایی که در این نزدیکیست ...

 

 

پ.ن : هر روز ایمانم به این جمله ی دکتر شریعتی

بیشتر میشه :

خداونــــــــــد جانشین همه نداشتن های من است

خدایا تو چه مهربانی که مرا به حریم دوستی خودت پذیرا شدی

و همه اشک هایی که از سر فراق و جدایی فرو می ریخت

را نوری گرداندی برای جلای روانم

و تو چه بزرگی خدا که کوچکی من را نادیده گرفتی

و چه بخشنده و مهربانی که از خطایم گذشتی و مهربانانه

راه را نشانم دادی

خدایا دوستت دارم !

که دوست داشتن را از تو آموختم که دوستم داری ...

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 17:57 توسط الناز |