تبليغاتX
بی تو اما با یاد تو
 

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز

 

نوروز مبارک

سال ۱۳۸۶ هم با همه ی خوبی ها و بدی هاش داره تموم میشه

بوی عید به مشامم می رسه ، بوی عیدی گرفتن وخرید  لباس های نو که یادآور  روزهای شیرین و بی دغدغه کودکیمه

ولی خوب این دلتنگی ها هم تموم میشه مگه نه !!!!!؟

هرچی باشه طبیعت داره عوض میشه ،دعا کنین منم بتونم با حال و هوای سال نو خودم رو عوض کنم و دلتنگی های امسال رو بذارم کنار

نمیدونم چرا ولی همیشه همین موقع ها یه حس عجیب دارم

یه حس دوست داشتنی ، شاید علتش اینه که من عاشق بهارم ، عاشق گل ها و سر سبزی و نشاط بهار

امیدوارم سال جدید نوید بخش روزهای روشن تر ، زیبا تر و پر نور تر برای همه باشه...

 پ.ن ۱ : ۲ فروردین عازم مشهد هستم ، واسه همه دعا میکنم البته اگه قابل باشم

پ.ن ۲ : اگه ادامه مطلب رو کلیک کنین در مورد نوروز باستانی مطلبی گذاشتم که امیدوارم خوشتون بیاد

پ.ن ۳ : محتاج دعای دوستای گلم هستم ُ  هنگام تحویل سال دعام کنین

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 23:41 توسط الناز |


روزگار سختی است ...........!

آدمها خشكند ... حقایق تلخند ..... رویاها شوكران
!

جوی های روان تنگ اند و درختان قطور ضعیف
!

خورشید گرم است و سوزان .. ماه بی خیال و فروزان
!

می دانم . من می دانم . تو هم می دانی ... همه می دانند ...

روزگار عجیبی است !

انسانها در میان خرابه هایی که زیبایشان می نامند می زیند

و به آن عشق می ورزند .

و اینچنین بر حقارت خود دامن می زنند
...

و من به دور از هیاهوی آدمک های دل خوش ... همچنان در خود فرو می روم
.

هر چه بیشتر در میانشان می زیم دورتر می شوم و غربیه تر
!

آری ... معصومیت كودكیهایم گم شده است ...


اما من هنوز هم همان كودك عاشقم و ساده دل !

و همچنان در انتظار ،


در انتظار ظهور باغی از جنس اقاقی ،

كه مرا از خود و خویشتن ها برهاند و به سر منشا خود بازگرداند .

و رسیدن به خدایی که در این نزدیکیست ...

 

 

پ.ن : هر روز ایمانم به این جمله ی دکتر شریعتی

بیشتر میشه :

خداونــــــــــد جانشین همه نداشتن های من است

خدایا تو چه مهربانی که مرا به حریم دوستی خودت پذیرا شدی

و همه اشک هایی که از سر فراق و جدایی فرو می ریخت

را نوری گرداندی برای جلای روانم

و تو چه بزرگی خدا که کوچکی من را نادیده گرفتی

و چه بخشنده و مهربانی که از خطایم گذشتی و مهربانانه

راه را نشانم دادی

خدایا دوستت دارم !

که دوست داشتن را از تو آموختم که دوستم داری ...

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 17:57 توسط الناز |